تبليغاتX
فتوحات

فتوحات

نگرشی در فتوحات صدر اسلام و تاثیرات آن

فتوحات دات کام

سلام خدمت همه دوستان عزیز

این وبلاگ در حال تبدیل به سایت می باشد

به همین دلیل گاهی بین پستها وقفه می افتد

اما همچنان پیگیر نظرات و پیشنهادات هستیم

مقالات فتوحاتی به زودی روی وبلاگ قرار می گیرند .

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت   توسط ایرانی مسلمان  | 

فتوحات ، یک نقشه شیطانی

فتوحات ، یک نقشه شیطانی

فتوحات و البته جنایتهای پیش از آن یعنی جنگ با مرتدین ساختگی همگی نقشه هایی شیطانی بودند نقشه هایی برای فرار از بحران . البته این نقشه ی شیطانی اصل و اساسش کپی از نقشه پیامبر بود که پیامبر می خواستند با خروج سپاه اسامه مدینه را از اشر اشرار و  قدرت طلبان خالی کنند اما کودتا گران نقشه را فهمیدند و انجام ندادند و بلافاصله پس از غصب خلافت خود این نقشه را اجرا کردند .

افرادی مانند مالک بن نویره را که خلیف را به رسمیت نمی شناختند و حاظر نبود دند به او زکات بدهند کافر و مرتد اعلام کردند و به این بهانه بسیاری از قبایل مخال را نابود کردند .

مانعین زکات مرتد نشده بودند و و در واقع اصلا مانع زکات نشده بودند بلکه خلیفه را قبول نداشتند و زکات را به او پرداخت نمی کردند .

و با این تیر چند نشان را هدف گرفته بودند : یکی نابود کردن مخالفان قاطع . و نیز خالی کردن مدینه از افراد مهم و نیز مشغول کردن اذهان به اینکه مسئله اصلی و مهم اسلام امروز جنگ با کفار و مرتدین است نه مسئله خلافت و . . .

کودتا گران این نقشه شوم و شیطانی را در فتوحات نیز اجرا کردند .

بسیار ی از افراد مهم و تاثیر گذار که ماندنشان در مدینه صلاح نبود به مناطق مختلف فرستاده شدند و در آنجا به پست ها و سمت های مهمی مانند استانداری و قضاوت و . . .  رسیدند .

یکی دیگر از منافع فتوحات برای خلیفه علاوه بر خالی کردن مدینه جلب حمایت مخالفان بود .

چرا که آنان که تا دیروز مور و ملخ می خوردند امروز به خاطر فتوحات خلیفه به مال و حکومت و زن و کنیز و غلام رسیده بودند به همین خاطر بود که عمر از همه حتی از خدا برایشان مقدس تر بود !!!

حتی امروزه نیز بین وهابیان و اعراب همین گونه است و آنان عمر را همچون بت می پرستند .

بله فتوحات حادثه تلخی بود که خلیفه را بت عرب کرد تا جایی که با جرات تمام بر فراز منبر می گوید : در زمان پیامبر متعه حلال بود اما من آن را حرام می کنم و هر کس این کار  را انجام دهد او را عقاب می کنم .......

واقعا چگونه عمر توانست به این مقام از جرات و جسارت برسد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا در آن مجلس هیچ کس به او اعتراض نکرد ؟؟؟؟

چرا  چرا  چر ا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت   توسط ایرانی مسلمان  | 

مخالفت فتوحات با قرآن و سیره 3

سپاه اسامه برای فتوحات نبود . . . هرگز  . . .

سلام به همه دوستان

به خاطر درخواستها و سوالات زیاد درباره سپاه اسامه تصمیم گرفتم چند مطلب در این باره بنویسم .

درباره دلایل تجهیز سپاه اسامه نظرات و دلایل زیادی وجود دارد و هرکدام درجای خود ممکن است درست باشد و بهتر بگوییم هرکدام گوشه ای از دلیل باشند ( جزءالعله ) .

من در اینجا نمی خواهم تمام این علل ار بررسی کنم اما سعی میکنم علل اصلی را یادآوری کرده و در این پست هم یکی را ذکر می کنم .

در زمان پیامبر از همان ابتدای نبوت تا هجرت و پس از آن تا آخر عمر پیامبر افرادی در بین اصحاب یافت می شدند به پیامبر ایمان نداشتند و فقط به خاطر دلایل سیاسی و مالی خود را مسلمان می نامیدند . در کنار اینان افراد دیگری نیز وجود داشتند که منافق نبودند اما ایمان محکمی نداشتند و به راحتی حاضر بودند از عقائد خود برگردند به هر دلیلی که باشد : عده ای به دلیل مال و ریاست  عده ای به دلیل حسادت و کینه  و عده ای از روی ترس و  . . .

و پیامبر نیز از این امر غافل نبودند حتی پیامبر آنان را نیز می شناختند اما ایشان مامور به باطن افراد نبودند و نمی توانستند طبق باطن افارد حکم کنند . لذا این افراد با آزادی تمام بین مسلمین زندگی میکردند و روز به روز قوی تر می شدند.

پیامبر خلیفه و والی مسلمین پس از خود را معرفی کرده بودند و جایی برای شک و تردید باقی نگذاشته بودند اما خود آن حضرت به خوبی می دانستند که ایمان اصحاب بسیار بسیار ضعیف است و کمتر کسی بین آنان ایمان محکم دارد و بر عهد خود باقی می ماند همان عهدی که روز غدیر با پیامبر و امیرالمومنین بستند ! همانان که می گفتند بخ بخ لک یا علی . . . (کلام عمر در روز غدیر)

بله پیامبر به خوبی می دانستند که افراد و گروه های بسیاری همچون گرگان درنده برای خلافت دندان تیز کرده و منتظر مرگ پیامبر هستند چرا که خود پیامبر در روز غدیر به اعلام عمومی کرده بودند که به زودی از دنیا خواهند رفت .

لذا پیامبر چاره بسیار خوبی اندیشیدند و تصمیم به تجهیز سپاه اسامه گرفتند آن هم با آن همه اهمیت و شدت که بارها فرمودند خداوند لعنت کند هرکس را که از پیوستن به سپاه اسامه تخلف کند . واین کلام پیامبر اهمیت قضیه را می رساند و اینکه هدف از این سپاه جنگ نیست بلکه هدف از تجهیز این سپاه مسئله ای بسیار مهم تر و اساسی تر از جنگ است . اگر هدف پیامبر از تجهیز این سپاه فتوحات می بود چه دلیلی داشت که پیامبر چنین تعبیری کنند که خداوند لعنت کند هرکس را که از سپاه  اسامه تخلف کند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چه نیازی به چنین حرفی بود ؟  مگر این جنگ فرضی از جنگ احد و خندق مهم تر بود ؟؟؟؟ جنگ خندقی که ( به تعبیر پیامبر ) تمام کفر در مقابل تمام اسلام قرار گرفه بود ؟؟ خود بگویید کدام مهمتر بود ؟

در ضمن در اینجا باید پرسید که پیامبر که عقل کل عالم بودند چگونه ممکن است در روزهای آخر عمر شریفشان دست به کشورگشایی بزنند آنهم با آن شناختی که نسبت به ضعف ایمان صحابه داشتند ؟

اگر هنگام جنگ خبر شهادت پیامبر را می شنیدند چه بلوایی به پا می شد ؟؟؟ در جنگ احد نبود هنگامی که به دروغ گفتند پیامبر کشته شده چه شد ؟ آیا همه سپاه متفرق نشدند ؟ آیا شکست نخوردند ؟ حال آنکه خبر هم دروغ بود و پیامبر زنده بودند ! پس اگر صدها کیلومتر آن طرف تر ( روم ) همه سپاهیان اسلام با شنیدن وفات واقعی پیامبر ( که خود پیامبر هم نزدیک بودن آن را اعلام کرده بودند ) ، شکست می خوردند و تمام اسلام به باد می رفت چه کسی سزاوار ملامت بود ؟ مگر پیامبر از اینان تجربه نداشتند ؟ من جرّب المجرب حلت به الندامه !!

خب با تمام این اوصاف سوال این است که آیا واقعا تجهیز سپاه اسامه برای جنگ بود و پیامبر در آخر عمرشان هوس کشورگشایی کرده بودند ؟؟؟؟   هرگز ! حال باز می گردیم به مقدمه و آن وضعیت ایمان صحابه و حب دنیا و ریاست در دل آنان و نیز بغض و کینه نسبت به حضرت علی علیه السلام است . با چنین اوضاعی پیامبر به خوبی می دانستند که پس از ایشان قرار نیست اصحاب همگی دور حضرت علی علیه السلام جمع شوند و به عنوان خلیفه با اذیشان بیعت کنند و ایشان خوب می دانستند که اگر اصحاب در مدینه بمانند قبل از کفن و دفن پیامبر به فکر تعیین خلیفه خواهند بود و البته چنین هم شد ، لذا پیامبر قصد د اشتند که مدینه هنگام فوت ایشان خالی از اصحاب باشد به جز عده ای خاص مانند حضرت علی علیه السلام و چند تن دیگر که حضورشان لازم بود یا اگر هم بودند ضرری نداشتند مانند پیران و ناتوانان . اما روسای حکومت کودتایی سقیفه از این فرمان سرپیچی کردند و در مدینه ماندند چرا که سالها منتظر چنین روزی بودند ( أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَّترََبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُون‏ - بلكه آنها مى‏گويند: «او شاعرى است كه ما انتظار مرگش را مى‏كشيم!» سوره مبارکه طور / 30 ) . ماندند و در سقیفه کردند آنچه کردند .

بله این بود ماجرای سپاه اسامه و گرنه پیامبر خوب می دانستند که اینان مرد جنگ نیستند و در نیمه راه باز می گردند آن هم در جنگی که نه پیامبر حضور داشته باشد نه امیرالمومنین علی علیه السلام . مگر برای جنگ تبوک که خود پیامبر هم حضور داشتند جند نفر جمع شدند ؟ سی هزار نفر ، البته در کنار پیامبر سی هزار نفر دیگر هم به نشانه اعتراض و عدم حضور در جنگ خیمه زدند و اصلا جنگی هم درکار نبود .

حال حساب کنید جنگی که نه پیامبر حضور داشته باشند نه حضرت علی ، چه شود ؟؟ همینکه بشنوند پیامبر از دنیا رفته نیمه راه خودشان همدیگر را می کشند و برمی گردند برای تقسیم خلافت !!

خلاصه اینکه پیامبر می خواستند مدینه را خال کنند برای امری بسیار بسیار مهم تر از جنگ و فتواحت و کشورگشایی و آنهم مسئله امامت و خلافت بود که البته کودتاگران نگذاشتند این نقشه عملی شود اما خودشان پس از به قدرت رسیدنشان از همین نقشه استفاده کردند و ماجرای فتوحات و جنگ با مرتدین را آغاز کردند تا مدینه را از معترضین به خلافت ( که کم نبودند ) خالی کنند و البته بسیار هم موفق بودند چرا که از نقشه ی فرد بسیار بزرگی الگو گرفته بودند فردی که خود از اولین قربانیان فتوحات بود !!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت   توسط ایرانی مسلمان  | 

مخالفت فتوحات خلفا با قرآن و سیره 2

حتما حتما بخوانید  . . .

پیامبراعظم هرگز بشارت به فتوحات ندادند  

قبلا گفتیم که در سیره پیامبر هیچ گاه کشورگشایی و دنیا طلبی فتوحاتی وجود نداشته و جنگهای آن حضرت همگی جنبه دفاعی و داشته و در مقابل فتنه های دیگران بوده .

به همین خاطر عده ای چون از رفتار پیامبر تاییدی نمی بینند لذا از کلام پیامبر اعظم استفاده می کنند که آن حضرت در روز خندق به طور کنایه ای فتوحات را تایید کرده اند !! و قضیه این بوده که آن حضرت هنگام کندن خندق به مسلمانان گفته اند که روزی را دیدم که شما کاخ کسری و . . . ا فتح کرده اید .

حال می خواهیم ببینیم که آیا این برداشت از کلام پیامبر صحیح است یا نه ؟

به این منظور حتما باید ماجرای جنگ خندق و اوضاع آن زمان را بررسی کنیم :

ماجرای جنگ خندق از این قرار بود که قریش بسیاری از قبایل و گروههای عرب را علیه مسلمین بسیج کرده بود تا در یک حمله بزرگ برای همیشه اسلام و مسلمین را نابود کنند به همین خاطر این جنگ را جنگ احزاب نیز می نامند ، لذا تعدا سپاه دشمن بسیار بسیار زیاد بود تا جایی که بسیاری از مسلمانان سست ایمان نزدیک بود از عقائد خود برگردند و بسیاری دیگر هم لرزه بر اندامشان افتاده بود .

می دانید که در این میان سلمان پارسی ایرانی پیشنهاد حفر خندق را داد و پیامبر نیز آن را تایید کردند .

بحث ما وقایع آن روزها نیست بلکه اوضاع فکری و استرس مسلمانان در آن موقع مورد بحث است .

تصور کنید که یک سپاه عظیم از تمام اقوام و قبائل عرب با آن همه نیروی نظامی ، آمده اند و عده ای تازه مسلمان را محاصره کرده اند از آن طرف  دشمنان داخلی ( یهود ) هم در قلعه های خود به انتظار نشسته اند که چه می خواهد بشود آیا قریش می تواند وارد مدینه شوند و آنان جشن بگیرند یا نه ؟

به طور طبیعی در چنین وقتی رعب و وحشت شدیدی سراپای  وجود همه را فرا می گیرد تا جایی که عده ای با اجازه گرفتن و عده ای نیز با فرار میدان را ترک می کنند ، به جز آنانی که ایمان با گوشت و خونشان آمیخته شده مانند امیرالمومنین علی علیه السلام .

یک نگاه سطحی به آیات سوره ی احزاب ، اوضاع فکری و استرس حاکم درآن لحظات را به خوبی نشان

 می دهد .

-------------------------------------------

 

 سوره مبارکه احزاب آیات 10 تا 15 :

 

إِذْ جَاءُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَ إِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا(10)

(به خاطر بياوريد) زمانى را كه آنها از طرف بالا و پايين (شهر) بر شما وارد شدند (و مدينه را محاصره كردند) و زمانى را كه چشمها از شدّت وحشت خيره شده و جانها به لب رسيده بود، و گمانهاى گوناگون بدى به خدا مى‏برديد. (10)

 

هُنَالِكَ ابْتُلىِ‏َ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُواْ زِلْزَالًا شَدِيدًا(11)

آنجا بود كه مؤمنان آزمايش شدند و تكان سختى خوردند! (11)

 

وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِينَ فىِ قُلُوبهِِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا(12)

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه منافقان و بيماردلان مى‏گفتند: «خدا و پيامبرش جز وعده‏هاى دروغين به ما نداده‏اند!» (12)

 

وَ إِذْ قَالَت طَّائفَةٌ مِّنهُْمْ يَأَهْلَ يَثرِْبَ لَا مُقَامَ لَكمُ‏ْ فَارْجِعُواْ  وَ يَسْتَْذِنُ فَرِيقٌ مِّنهُْمُ النَّبىِ‏َّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَ مَا هِىَ بِعَوْرَةٍ  إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا(13)

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه گروهى از آنها گفتند: «اى اهل يثرب (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست به خانه‏هاى خود بازگرديد!» و گروهى از آنان از پيامبر اجازه بازگشت مى‏خواستند و مى‏گفتند: «خانه‏هاى ما بى‏حفاظ است!»، در حالى كه بى‏حفاظ نبود آنها فقط مى‏خواستند (از جنگ) فرار كنند. (13)

 

وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيهِْم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئلُواْ الْفِتْنَةَ لاََتَوْهَا وَ مَا تَلَبَّثُواْ بهَِا إِلَّا يَسِيرًا(14)

آنها چنان بودند كه اگر دشمنان از اطراف مدينه بر آنان وارد مى‏شدند و پيشنهاد بازگشت به سوى شرك به آنان مى‏كردند مى‏پذيرفتند، و جز مدّت كمى (براى انتخاب اين راه) درنگ نمى‏كردند! (14)

 

وَ لَقَدْ كاَنُواْ عَاهَدُواْ اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ  وَ كاَنَ عَهْدُ اللَّهِ مَسُْولًا(15)

(در حالى كه) آنان قبل از اين با خدا عهد كرده بودند كه پشت به دشمن نكنند و عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و در برابر آن مسئولند)! (15)

 

-------------------------------------------

 

خب آنچه که از این آیات با وضوح برداشت می شود این است که مسلمانان آن روز به شدت ترسیده بودند تا جایی که نزدیک بود دست از ایمان و عقائد خود بردارند تا جایی که آیه می فرماید (( و زلزلوا زلزالاشدیدا)).

خب پیامبر در اینجا به عنوان یک فرمانده چه وظیفه ای دارند آیا باید بیایند جلوی آنهمه انسان سست ایمان بگویند که شما پس از من چنین و چنان خواهید کرد و از دین بدر خواهید شد و . . . ؟؟

یا باید در آن لحظه به عنوان یک فرمانده به سربازان خود نیرو بدهند و آنان را امیدوار کنند ؟؟

علاوه براینکه پیامبر مامور به ظاهر افراد بودند و نه باطن لذا همان انسانهای سست ایمان هم نیاز به محافظت داشتند  .

مسئله کاملا روشن است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد .

لذا در هنگام حفر خندق هنگامی که پیامبر بر سنگی بزرگ ضربه می زدند در سه ضربه ، هر بار برقی میدرخشید و آن حضرت صحنه ای را میدیدند و در یک بار فرمودند که دیدم شما در کاخ کسری و . . . هستید.

خب این حرف پیامبر به هیچ وجه تایید فتوحات غیر اسلامی خلفا نیست بلکه یک سخن تاکتیکی برای آن زمان و آن موقعیت و حشتناک بوده که کمی مسلمین را آرامش دهند که نه تنها ما در این جنگ کشته نخواهیم شد بلکه شما ایران ( با عظمت آن روز ) را نیز فتح می کنید . و این هر گز به معنای تایید فتوحات نیست .

نظر شما چیست ؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1387ساعت   توسط ایرانی مسلمان  | 

مخالفت فتوحات خلفا با قرآن و سیره 1

مخالفت فتوحات با سیره پیامبر اعظم

همانطور که قبلا گفتیم فتوحات خلفا یک کار کاملا خودسرانه و سیاسی بود و اصلا برای گسترش اسلام نبوده در ضمن اهل بیت نیز هیچ گاه از فتوحات دفاع نکردند .

حال می خواهیم به این مسئله بپردازیم که فتوحات خلفا با قرآن و سیره پیامبر هم مخالف بوده و هیچگاه حمله برای دیگران به قصد مسلمان شدنشان کار مورد تاییدی نبوده نه از دیدگاه قرآن و نه از دید سیره پیامبر .

اگر تاریخ و سیره پیامبر را اندکی مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که آن حضرت هیچگاه ابدا به جنگ نکردند و همیشه در حالت دفاع  و یا دفع فتنه به جنگ می پرداختند .

در تمام تاریخ حیات مبارک پیامبر اسلام جایی ندیده ایم که ایشان به قومی حمله کنند و بگویند یا مسلمان می شوید یا همه شما را می  کشیم و اساسا چنین کاری خود مخالف رسالت آن حضرت و آموخته های قرآن است .

حتی جنگهایی هم که مورد اشکال است و عده ای از این باب شبهه پراکنی می کنند نیز جنگهای ابتدایی و تهاجمی نبوده .

 برای مثال جنگ بدر که اولین تجربه جنگی بود ، اصلا قصد جنگ در میان نبود بلکه هدف باز پس گرفتن اموال بود و ماجرا این بود که مهاجرین ( از جمله وجود مبارک پیامبر اسلام ) هنگامی که از مکه هجرت می کردند و به مدینه می رفتند اموالشان در مکه مصادره می شد و پیامبر نیز برای باز پس گرفتن اموال مهاجرین به سوی کاروان قریش در بدر حرکت کردند و اصلا قرار جنگی در بین نبود لذا بسیاری از افراد حتی شمشیر نیز به همراه خود نبرده بودند . اما کاروان قریش هنگامی که ( توسط اخبار منافقان مدینه ) از آمدن پیامبر آگاه شد فکر کرد پای جنگ در میان است و از مکه در خواست نیروی کمکی کرد و با آمدن آنان جنگ درگرفت .

از دیگر جنگهای آن حضرت جنگ با گروه های یهود بود اما این جنگها هم هرگز جنگ عقیده نبود بلکه یهود به خاطر پیمان شکنی های مکرر و ایجاد فتنه و اینکه قصد ترور پیامبر را داشتند وارد درگیری شدند .

نکته جالب اینجاست که پیامبر هنگامی که وارد مدینه شدند  نه تنها با یهودیان مشکلی نداشتند بلکه پیمانها و قرار دادهای بسیاری را برای همزیستی مسالمت آمیز ، امضا کردند .

ماجرای دیگری که طرفداران حکومت کودتایی سقیفه به آن استناد می کنند ، ماجرای فتح مکه است . نکته این است که پیامبر هرگز با اهل مکه وارد درگیری نشدند بلکه پیامبر با آنان یک قرارداد امضا کرده بودند و با آنان در صلح بودند اما این صلح تا وقتی ادامه داشت که کسی از طرفین پیمان شکنی نکند . اما از انجایی که اهل مکه پیمان شکنی کردند پیامبر با آنان وارد جنگ شدند و نکته جالب اینجاست که پیامبر در فتح مکه اجازه خونریزی نداند و حتی گفتند که هر کس به فلانجا و فلانجا و پس پناه ببرد در امان است و این امان دادن خود  نشانه صلح دوستی است و تکته جالب دیگر اینکه اهل مکه هم در هنگام فتح مکه همگی مسلمان نشدند بلکه فقط عده ای مسلمان شدند و این هم خود نشانه دیگری است بر اینکه پیامبر به قصد مسلمان شدن آنان با آنان وارد جنگ نشده بودند . یعنی اسلام دین شمشیر نیست و کسی حق ندارد با شمشیر دیگران را مسلمان کند .

حال نکته این است که در حالی که پیامبر هیچ گاه برای فتوحات نجنگیده اند پس چرا خلیفه ای که خود را جانشین پیامبر می خواند به خود اجازه چنین کاری می دهد ؟ ایا این نشان دهنده مخالفت خلیفه با پیامبر نیست؟

بله این نشان دهنده این است که آنان فقط نام سنت پیامبر را یدک می کشند و بویی از سیره و سنت آن حضرت نبرده اند .

به همین خاطر است که عبدالرحمن بن عوف وقتی که می خواست بعد از عمر خلافت را به حضرت علی بدهد به آن حضرت گفت به شرطی با تو بیعت می کنم که به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره خلیفه اول و دوم عمل کنی  !!

گویا در آن زمان همگی به خوبی می دانستند که سنت پیامبر و سیره ابوبکر و عمر کاملا متفاوت است وگرنه نیاز به ذکر سیره آنان پس از ذکر سیره پیامبر نبود !!!!!!!!!!

به نظر شما این چنین نیست ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1387ساعت   توسط ایرانی مسلمان  | 

قربانیان فتوحات

حضرت زهرا اولین قربانی فتوحات

هرجا که نام قربانیان فتوحات برده می شود اولین چیزی که به ذهن همه میرسد این است که بله تیم عمر  در ایران دست به جنایاتی زدند و بسیاری از ایرانیان را کشتند و مال و اموال آنان را به غارت بردند . این درست است اما کار یک تاریخ شناس همیشه بررسی ریشه ای قضایا و  چگونگی ایجاد یک حرکت است . فتوحات نیز همین طور است یعنی ما در بررسی فتوحات باید آن را از آغاز بازبینی کنیم تا ببینیم که این جریان و حرکت شوم از کجا شروع شده  و دلایل آغاز چه بوده ؟

آیا هدف از فتوحات نشر اسلام بود ؟

این سوالی است که حتما باید روی جواب آن کار کرد .

و هم اکنون ما نیز در ابتدای این راه باید این قضیه را بررسی کنیم که اولین قربانیان فتوحات چه کسی یا چه کسانی بوده اند چون در این صورت یک گام به جواب سوال نزدیک می شویم و بسیاری از حقائق بر ما آشکار می شود .

فهمیدیم که غصب فدک اولین گام فتوحات ننگین خلفا بوده .  و با این کار از همان آغاز خلافت مخالفت خود را با خاندان پیامبر نشان دادند تا با این کار بتوانند دل عده ای از مخالفین و رقبا را بدست آورده و انان را نیز با خود هم آهنگ کنند و البته چنین هم شد و در این تصمیم موفق بودند .

تاریخ مبارزات حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به کودتا به قبل از ماجرای فدک باز می گردد و نقش آن بزرگوار در این مبارزه از زمکانی شروع می شود که عده ای از بزرگان و خوبان اصحاب پیامبر برای تحصن و اعتراض به حکومت کودتایی در خانه آن بزرگوار تجمع کردند . این تجمع برای کودتا گران بسیار سنگین بود و آنان هرگز نمی توانستند در مقابل آن بی تفاوت باشند ، چون افرادی که در خانه آن حضرت تجمع کرده بودند همگی از اصحاب بزرگ پیامبر و خوبان امت بودند ( هرچند عده ای بعدها از دایره اهل بیت بیرون رفتند اما تا آن زمان واقعا افراد نیکو سرشتی بودند ) افرادی که بیعت نکردن آنان با خلیفه کودتایی به معنای سقوط ارزش و اعتبار حکومت بود لذا کودتاگران تصمیم گرفتند به هر شیوه ای که شده این افراد را از خانه بیرون بیاورند تا به زور با خلیفه بیعت کنند .

این کار زمان می برد و یکباره نمی توانستند به خانه هجوم ببرند و به همین خاطر چیزی حدود بیست روز به طول انجامید در طول این بیست روز چند بار سربازان و جوخه های ترور حکومت کودتایی به سوی خانه آن حضرت حرکت کردند اما موفق نشدند متحصنین را از خانه بیرون بیاورند .

تحلیل :

شاید یکی از دلایل مهمی که اینان نمی توانستند متحصنین را از خانه بیرون بیاورند احترام خود حضرت زهرا بود . زیرا حضرت زهرا در بین مردم از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار بودند و کسی با ایشان کینه خاصی نداشت . لذا جوخه های قبلی ترور نیز وقتی که مذاکره و تهدید راه به جایی نمی برد کوتاه می آمدند و بازمی گشتند .

تا اینکه روز آخر وزیر اعظم و همه کاره ی حکومت کودتایی عمربن خطاب خودش به در خانه حضرت زهرا آمد و گفت به خدا قسم این خانه را بر سر صاحبانش می سوزانم ( این کلام در نزد اهل سنت قطعی و متواتر است ) اما او با دیگران فرقی داشت و آن اینکه عناد و دشمنی او با حضرت علی و اصل اسلام به حدی بود که حتی حرمت حضرت زهرا هم برایش مهم نبود لذا در کتابهای خود اهل سنت می خوانیم که : وقتی که عمر دستور داد چوب بیاورید تا خانه را بسوزانیم ، عده ای گفتند که فاطمه در این خانه است و عمر نیز با بی اهمیتی تمام گفت : باشد !!!!

این عین کلامی است که در کتابهای خود اهل سنت آمده .

لذا جناب وزیر اعظم حکومت کودتایی برای رسیدن به هدفش مجبور است فاطمه را از سر راه بردارد به هر شیوه ای که شده و مابقی واقعه را همگی به خوبی می دانیم که پس از سوزاندن ، با ضربتی بر در و پهلوی حضرت صدیقه طاهره حضرت علی علیه السلام را کشان کشان برای بیعت با خلیفه به مسجد پیامبر بردند .

البته در این ماجرا جنایات دیگری نیز رخ داد که دستانم را توان نوشتنش نیست .

دو یا سه ماه پس از این جنایات ( فتوحات !! ) حضرت زهرا سلام الله علیها بر اثرا جراحات و ضربات آن روز شهید شدند و شهادت ایشان برای تمام تاریخ ملاک حق و باطل شد .

اولین همدرد ایرانیان اهل بیت پیامبرند که اولین قربانی فتوحات مادر اهلبیت بود .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت   توسط ایرانی مسلمان  | 

غصب فدک اولین مرحله فتوحات 2

 برخی از دلایل وپیامدهای غصب فدک

دانستیم که اولین گام فتوحات خلفا و غصب سرزمینها همان مسئله غصب فدک بود . چرا که فدک یرزمینی بود که تیم کودتا برای ادامه حیات خود به غصب آن نیازمند بوده .

دلیل این نیاز مندی هم گفته شد و افراد دلایل متعددی را برای این کار ذکر کرده اند که البته هرکدام درجای خود درست و قابل تامل است بعضی از دلایل این غصب را یادآوری می کنیم :

1 –  درآمد فدک بسیار بسیار زیاد بود اما حضرت زهرا ذره ای از این درآمد را برای خود خرج نمی کردند بلکه فدک منبع درآمد و ارتزاق بسیاری از مردم فقیر آن زمان بود ، لذا مهمترین کاربرای کودتاگران این بود که این افراد را از خانه حضرت زهرا دور کرده و آنان را به دفتر کودتایی خود وابسته کنند .

2 – حضرت زهرا سلام الله علیها به اقرار دوست ودشمن یکی از بزرگترین موانع برای تحقق آرزوهای تیم کودتا بود لذا برداشتن این مانع یکی از راه های نجات کودتا گران از جهنم فکریشان بود اما از همان اول نقشه قتل نداشتند یا حداقل شرایط  برای اجرای نقشه مناسب نبود لذا تصمیم داشتتند تا به این طرق سیر مبارزاتی حضرت زهرا را منحرف کنند تا شاید آن حضرت به جای اعتراض به خلیفه به خاطر خلافت ، مشغول دعوای مالی شوند . غافل از اینکه همین دعوا باعث رسوایی همیشگی آنان در تاریخ شد .

3 – بدون شک تمامی حکومتها خصوصا حکومتهای کودتایی و یک شبه که مقبولیت خاصی ندارند رمز بقا و ماندگاریشان پشتوانه مادی و ثروت است و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند به همین خاطر کاملا طبیعی است که در آن زمان برای جمع ثروت باید دست به هرکاری بزنند : غصب زمین ، جعل حدیث از زبان پیامبر ، مرتد خواندن مسلمین و در نتیجه غارت اموال آنان .

4 – همانگونه که گفته شد علاوه بر اهل بیت و اصحاب با وفای آنان افراد دیگری نیز بودند که از به قدرت رسیدن تیم کودتاگران سقیفه ناراضی بودند از جمله ابوسفیان که وقتی فهمید که ابوبکر به خلافت رسیده از این امر احساس عار و مسخرگی میکرد . امام تمامی این افراد که افراد بسیار زیادی هم بودند در یک چیز باهم مشترک بودند و آن دشمنی و کینه با حضرت علی علیه السلام بود چنانکه در دعای ندبه می خوانیم ( فاودع قلوبهم احقادا بدریة و خیبریة و حنینیة و غیرهن ) بله قلبهای آنان آکنده از کینه به حضرت علی بود به خاطر کشته هایشان در جنگهای بدر و خیبر و حنین . به همین خاطر درافتادن با اهل بیت پیامبر و حضرت علی علیه السلام یک نططه مثبت و وحدت آمیز برای مخالفان بود و از این طریق توانستند جمعی از مخالفان را که همگی یک درد واحد داشتند دور هم جمع کنند چراکه آنان از اینکه کسی توانسته بود اولین انتقام را از حضرت علی بگید خرسند بودند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت   توسط ایرانی مسلمان  | 

غصب فدک اولین مرحله از فتوحات 1

غصب فدک اولین مرحله از فتوحات

همانطور که گفته شد تیم کودتایی سقیفه پس از پیروزی بر رقیبانی از مهاجرین و انصار در ابتدا با اعتراضات فراوانی روبرو بود و به همین خاطر بود که دست به تجهیز سپاهی علیه روم زدند .

البته ناگفته نماند اینکه می کوییم تیم کودتا بر رقیبان پیروز شد منظور از این رقبا امیرالمومنین علیه السلام و عترت پیامبر نیست چرا که اهل بیت علیهم السلام درآن موقع اصلا به فکر خلافت نبودند به دو دلیل :

اول : آنکه خود پیامبر قبل از اینکه از دنیا بروند در حضور هزاران هزار نفر خلیفه را تعیین کردند و برای ایشان بیعت گرفتند .

دوم : در مکتب ناب و اصیل شیعه بین امامت و خلافت ظاهری ( حکومت ) تفاوت بسیار است و آنچه که از نظر شیعه اهمیت آن از همه چیز بالاتر است ( حتی از نماز و روزه و حج ) آن مسئله امامت است نه خلافت ظاهری و حکومت و حضرت علی علیه السلام دارای این مقام بودند و لذا مهمترین مسئله در آن روز برای حضرت علی علیه السلام مسئله کفن و دفن وجود مبارک پیامبر اسلام بود .

در این میان یکی از عناصر بسیار مهم و خطرناک برای حکومت کودتایی سقیفه که آرامش را از سر کودتاگران ربوده بود ، حضرت زهرا سلام الله علیها تک دختر پیامبر و همسر حضرت علی بود .

به همین دلیل مثلث مافیای سقیفه یعنی ابوبکر ، عمر و ابوعبیده جراح به خوبی پی بردند که ادامه حکومت کودتایی با وجود چنین فردی که تمام وجودش را وقف امام و امامت کرده آرزویی بس کودکانه است و مادر بچه مرده را به خنده وا می دارد که البته و صدالبته این حرف و نتیجه گیری کاملا درست بود .

در نتیجه کودتا گران به این نتیجه رسیدند که با یک تیر دونشان بزنند و در یک اقدام سریع هم حضرت زهرا و هم حضرت علی علیهما السلام را از قدرت بیندازند .

 

و اینک اصل ماجرا :

بسیاری از مردم آن زمان اعم از انصار و مهاجرین از جهت مالی و امرار معاش به خانه حضرت زهرا وابسته بودند و از طریق درآمد باغ فدک امرار معاش می کردند .

فدک باغی بود که یهود به پیامبر بخشیدند تا در ازای آن در امان باشند . در اسلام به چنین چیزی فی ء می گویند و مالک شخص حقیقی پیامبر است ، این باغنیمت تفاوت دارد و لذا دخل و تصرف در آن نیز به اختیار خود پیامبر است .

کودتا گران تصمیم گرفتند با غصب باغ فدک  وابستگی این عده کثیر از مردم مسلمان را از خانه حضرت زهرا قطع کنند . چرا که آنان به خوبی می دانستند ، در صورتی که این هزینه از جیب آنان پرداخت شود حمایت بسیاری از اعراب را کسب کرده اند و در مقابل ارتباط آنان را با بیت حضرت زهرا سلام الله علیها قطع کرده اند .

و به همین دلیل فدکی را که پیامبر به دستور قرآن به حضرت زهرا بخشیده بودند از ایشان غصب کردند .

البته این بنده حقیر در اینجا نظری دارم که در تحقیقات بسیاری در این باره به این نتیجه رسیدم که یکی از اهداف اصلی تیم خلیفه  از غصب فدک این بود که انان فکر می کردند با این کار می توانند اقدامات سیاسی و براندازانه حضرت زهرا سلام الله علیها را منحرف کنند و به سمت مسئله دیگری سوق دهند تا از این راه بتوانند از جهنمی که آن حضرت برای آنان درست کرده بود رهایی یابند ، اما این بار نقشه ی کودتاگران درست از آب درنیامد و مکر به آنان به خودشان بازگشت ( و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین ) .

چرا که حضرت علی و حضرت زهرا به خوبی از این قضیه استفاده کردند و دستگاه جنایتکار خلفا را برای همیشه رسوا کردند . البته قضیه به همین جا ختم نشد و پایان بسیار تلخی داشت که در پست بعدی به ان می پردازیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت   توسط ایرانی مسلمان  |